حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )

86

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )

سخن ابن ابى الحديد درباره فضيلت اهل كوفه در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ( ج 3 ، ص 286 ، چاپ مصر ) مىگويد : دربارهء فضيلت مردم كوفه از خاندان پيامبر ( ص ) مطالب بسيارى وارد شده است مانند سخن حضرت على ( ع ) كه فرمود : كوفه شهر پربركتى است . و فرمود : روز قيامت هفتاد هزار نفر كه چهره‌شان چون ماه مىدرخشد از سرزمين كوفه محشور مىشوند و همچنين فرمود : كوفه ، شهر ما ، محل اقامت ما و پايگاه شيعيان است . و امام صادق ( ع ) فرمود : خداوندا ، بدخواه و دشمن كوفه را مجازات فرما و فرمود : سرزمين كوفه ما را دوست دارد و ما بدان علاقه‌منديم . اما مواردى كه فرمانروايان و حاكمان ، قصد ظلم و ستم به كوفه را داشتند خداوند از آن دفاع كرد ، بسيار است . منصور به امام جعفر صادق ( ع ) گفت : مىخواهم افرادى را به كوفه بفرستم تا خانه‌ها را ويران كرده ، نخلها را به آتش كشيده ، اموالش را غارت كنند و كسانى را كه به حكومت بنى عباس شك و ترديد دارند ، بكشند ؛ در اين باره مرا راهنمايى فرما . امام فرمود : اى منصور بايد انسان از روش گذشتگانش پيروى كند و پيشوايان تو سه نفر هستند : حضرت سليمان ( ع ) كه بخشيد و شكرگزارى كرد ، حضرت ايوب ( ع ) كه به بيمارى مبتلا شد و صبر و شكيبايى كرد و حضرت يوسف ( ع ) كه قدرت داشت و بخشيد ، حال از هر كدامشان كه خواهى پيروى كن ، منصور كمى سكوت كرد و گفت : بخشيدم . ابو الفرج عبد الرحمن بن على بن جوزى در كتاب منتظم روايت كرد : هنگامى كه مردم كوفه ، زياد را در حال سخنرانى بر منبر با سنگ زدند ، او دست هشتاد نفر از آنان را قطع كرد و تصميم گرفت تا خانهء آنها را خراب كرده ، نخلهايشان را به آتش بكشد ، سپس همه مردم را جمع كرد به طورى كه مسجد و ميدان از جمعيت پر شد . آن‌گاه از آنها خواست تا از على ( ع ) بيزارى جويند و مىدانست كه آنها از اين كار امتناع مىكنند ؛ و اين را بهانه‌اى براى نابودى آنها و خراب كردن شهرشان قرار داد . عبد الرحمن بن سائب انصارى گفت :